مهدى حائرى يزدى

1

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى )

[ مقدمه ] « بسم الله الرحمن الرحيم » اندر رسيدن و گرويدن « * » بارالها گواه باش كه ما با آيات و نشانه‌ها و اين همه ميناگريهاى آفرينش تو آگاهى كرده‌ايم و به پيامهاى الهام‌آفرين تو گواهى داده‌ايم و به سوى حجت‌ها و دلائل آشكار تو گرويده‌ايم . اكنون ما را به بخشايشگريهاى خود رهنمون فرما و از گزند فرومايه‌گيها و پليديهاى نفس بر كنار بدار . نگارندهء اين كتاب « محمد » مشهور به « صدر الدين » كه از هر سوى ديگر گسسته و تنها به يكتا سوى پروردگار هستىبخش جهان و يار و مددكار راستين خود پيوسته است چنين گويد كه اين نگاشته فرا -

--> ( * ) ابن سينا در آغاز « دانشنامهء علائى » گويد : « دانستن دوگونه است يكى « اندر رسيدن » كه به تازى « تصور » خوانند . چنان‌كه اگر كسى گويد : مردم ، پرى ، يا فرشته و هرچه بدين ماند تو فهم كنى و تصور كنى و اندريابى . دوم « گرويدن » چنان كه بگروى كه « پرى هست » و « مردم زير فرمان است » و هرچه بدين ماند و اين را به تازى « تصديق » گويند » . ابن سينا در آغاز كتاب منطق « نجات » نيز همين تقسيم و دوگونگى علم را به تصور و تصديق آورده و در همين بخش از كتاب نجات در سرآغاز فصل « برهان » عين همين تقسيم را تكرار كرده و با ذكر مثالى ميان علم تصديقى و قضيهء معقوله تفاوت منطقى برقرار مىكند . اما به نظر اين نگارنده اين صرفا تكرار يك مسأله آن هم در يك بخش از كتاب نيست بلكه منظور از طرح اين تقسيم در مقدمهء كتاب منطق ، ترسيم خطمشى پژوهندگى و متدولوژى عمومى انديشه‌گرائى ابن سينا هم در منطق و هم در فلسفه است . در حالى كه ذكر عين اين تقسيم در فصل « برهان » به‌منظور گفت‌وگو پيرامون يكى از مسائل مهم منطقى است تا معلوم گردد علوم تصديقى كه در مقدمات برهان قرار مىگيرند به چه‌گونه‌اند و داراى چه شرايطى مىباشند .